انتشار در 28 مهر 1390 و ساعت 11:47 ، تعداد بازدید: 654
درباره سریال «سایه روشن»

سایه روشن تلاش كرده برخی معضلات اخلاقی و اجتماعی را در كلانشهری مثل تهران به واسطه داستان این 3 زن در كانون خانواده و مناسبات آن پیگیری كند و در موقعیتی...
اینجا تهران است
آرش معیریان را همواره با فیلمهای تجاری و عامهپسندش در سینما میشناسیم. كما، شارلاتان، چپدست، احضارشدگان، شیر و عسل، داماد خجالتی و... از جمله آثار سینمایی او محسوب میشوند كه در این میان كما به شهرت و فروش بالایی هم دست یافته است.
البته معیریان علاوه بر كارگردانی، تجربههایی در ساخت آنونس سینمایی، تدوین، طراحی صحنه و لباس، نویسندگی و حتی بازیگری هم داشته و اینك با ساخت «سایه روشن» سریالسازی را نیز به كارنامه حرفهایاش اضافه كرده است، اما سایه روشن نه فقط از حیث مدیوم كه از لحاظ ساختار دراماتیكی و شیوه روایت نیز با كارهای قبلی او متفاوت است. سایهروشن روایتگر قصه 3 زن به نامهای نازنین، آتوسا و افسانه است كه در یك مجتمع زندگی میكنند. نازنین كه یك سالی است شوهر خود را درسانحه از دست داده است، همراه 2 فرزند خود زندگی میكند. خیلی از كسانی كه مجموعه سایه روشن را دیدند، معتقدند این مجموعه شباهت زیادی به مجموعه زنان خانهدار افسرده دارد كه چند وقتی است از شبكههای آمریكایی پخش میشود، ولی باید اذعان كرد معیریان حتی اگر متاثر از این مجموعه هم بوده باشد توانسته آن را در بستر یك قصه ایرانی، بومی و محلی كند. از جمله امتیازات این سریال در ساختار روایی خود بهرهگیری از صدای خاطرهانگیز ژاله علو به عنوان راوی این مجموعه و در واقع استفاده از نریشن در تعریف قصه است كه سویه قصهگویی سریال را پررنگتر میكند. در واقع راوی صدای پیرزنی است كه بتازگی فوت كرده و ماجرای زندگی همسایههای خود را برای مخاطبان بازگو میكند. این تمهید به شكل نمادین به قصهگویی مادربزرگها در گذشته شباهت دارد كه مخاطب ایرانی با آن غریبه نیست. روایت قصه توسط یك انسان مرده در سینمای كشورهای دیگر نیز تجربه شده و این شیوه به پررمز و راز كردن و تا حدودی معمایی شدن ماجرا دامن میزند. به این كه روح پیرزن بعد از مرگ از قفس و كالبد تن رها شده و شاهد و ناظر بر ماجراهایی است كه در محل زندگیاش در حال رخ دادن است. این قضیه انگار سویه دانای كل بودن راوی را برجستهتر میكند و البته تاثیر لحن و تن صدای ژاله علو، شكوه بیشتری به آن میبخشد. به همین دلیل شاید این سریال به مجموعههای ماورایی هم سنخیت مییابد. از آنجا كه معیریان همیشه به جذب مخاطبان و روانشناسی آنها توجه دارد و در سینما از بازیگران ستاره و مشهور بهره میگیرد، در تركیب و چینش بازیگران سایه روشن نیز به این رویكرد وفادار میماند. رویا نونهالی، نسرین مقانلو، مهدی سلوكی، مهران رجبی، محسن افشانی، اكرم محمدی، فتحعلی اویسی و محمد صادقی، تركیب جذابی برای مخاطبان آشنای تلویزیون است كه البته با توجه به جنس قصه و ساختار درام نیز انتخابهای خوبی به نظر میرسد. در این میان البته رویا نونهالی كه نقش محوریتری دارد، همان بازی آشنا در سریالهای قبلی خود را ایفاء میكند و باز هم نقش یك زن خلافكار را دارد.
سایه روشن تلاش كرده برخی معضلات اخلاقی و اجتماعی را در كلانشهری مثل تهران به واسطه داستان این 3 زن در كانون خانواده و مناسبات آن پیگیری كند و در موقعیتی بین فردیت آدمها و مقتضیات جامعه به تصویر بكشد. به عبارت دیگر سایه روشن را میتوان یك ملودرام خانوادگیـ اجتماعی دانست كه اتفاقا قصه خود را در همین ساحت بینامتنی پی میگیرد. نازنین، آتوسا و افسانه هر كدام زنانی هستند كه به دلیلی سرپرستی و مدیریت خانه و زندگی را به عهده داشته و با مشكلات متعددی دست وپنجه نرم میكنند. معیریان تلاش كرده در این سریال با محوریت این 3 زن، به آسیبشناسی عاطفیـ اجتماعی شخصیتهای قصه خود دست بزند و از طریق تحلیلی روانشناسی و جامعهشناختی این معضلات فردی ـ اجتماعی را واكاوی كند. معیریان به دلیل تجربه ساخت فیلمهای عامهپسند در اینجا نیز به عناصر و مولفههای قصه و شخصیتپردازی توجه میكند تا جذابیتهایی برای مخاطب داشته باشد. هرچند به نظر میرسد ریتم سریال با توجه به رویكرد مضمونی و كارگردانی وی در جاهایی دچار گسست و نوسان شده و انسجام خود را از دست میدهد، اما وجوه سرگرمكننده بودن سریال را ـ كه از ویژگیهای همیشگی آثار آرش معیریان است ـ نمیتوان انكار كرد. به هرحال قصه و آدمهایش به واسطه ماجراهایی كه تجربه میكنند قابلیت سرگرمكنندگی مخاطب را دارند.
سایه روشن البته تلاش كرده از خط قرمزهای سیاهنمایی عبور نكند و این دغدغه را حتی در عنوان سریال هم میتوان درك كرد. 2 نهاد خانواده و نظام اجتماعی بستر این آسیبشناسی دراماتیك قرار میگیرد كه اتفاقا با محوریت زنان به عنوان شخصیت اصلی قصه بر منزلت خانواده و اهمیت آن تاكید میشود. به عنوان مثال میتوان به صحنهای از سریال اشاره كرد كه فرزندان رویا نونهالی و محمد صادقی در مدرسه درگیر میشوند و كار به احضار والدین میكشد. دیالوگهایی كه در این سكانس میان آنها درباره شیوه تربیت كودكان صورت میگیرد بازتابی از همین دغدغه مولف است كه در كلیت سریال جاری و ساری است. شاید مهمترین وجه این بازنمایی توجهی است كه به روانشناسی این زنان میشود و موقعیت آسیبپذیر آنها در 2ساحت رفتاری و اجتماعی مورد توجه قرار میگیرد. عصبیت و پرخاشگری یا اضطراب و افسردگی این شخصیتها به واسطه موقعیت و شرایط زندگیشان، بستری برای تاویل روانشناختی از این موقعیتها فراهم میآورد و البته در خود به معضلات اجتماعی كلانشهرهایی مثل تهران نیز توجه میشود.
چنانچه نام ابتدایی سریال هم «اینجا تهران است» بوده و نشان میدهد سازندگان سریال، دغدغه نمایش معضلات زندگی در این شهر بزرگ و پردردسر را داشتهاند؛ زندگی در موقعیت سایه روشن كه مرز حق و باطل و راه غلط و درست در آن مشخص نیست. این سایه روشنی البته در استفاده ار رنگ و نورپردازی سریال نیز لحاظ شده و در فرم و ساختار بیرونی مجموعه نیز ظهور و بروز دارد. اما آنچه سایه روشن را ازحیث دراماتیك دچار نقصان میكند بلاتكلیفی اثر در تركیب بین وجوه سرگرمی و انتقادی آن است كه به نظر میرسد روشنی سویه انتقادی مجموعه زیر سایه كاركردهای سرگرمكنندگی آن پنهان شده است.