انتشار در 14 مرداد 1390 و ساعت 16:59 ، تعداد بازدید: 764
بهاره رهنما: آدم سخت میتواند ادای خودش را در بیاورد

سه نسل: بهاره رهنما كه آخرین روزهای حضور در نمایش «میخواهم میوسوو را ملاقات كنم» به كارگردانی محمود عزیزی را پشت سر میگذارد، درباره انتخاب نقش مادام دوتكینا میگوید: «اصلا ناراحت نمیشوم از اینكه بگویند من شبیه خودم را بازی میكنم! به این دلیل كه یك مانیفست شخصی درباره بازیگری دارم كه معتقدم اتفاقا هر انسانی نمیتواند خودش را بازی كند یعنی اگر كسی به ویژه یك نابازیگر به خودش آگاه باشد، بسیار سخت است كه ادای خود را در بیاورد.» درباره بازگشت دوباره رهنما به تئاتر گفتوگویی با او كردهایم.
چه شد كه با فاصلهای دوباره به تئاتر برگشتید؟
همیشه به دلیل علاقه شخصی و رشتهای كه بعدها تحصیلم را در آن ادامه دادم، از سال اول بازیگریام به تئاتر متمایل بودم. به صورت حرفهای نیز با «دشمنان جامعه سالم» منیژه محامدی 12 سال پیش روی صحنه رفتم. در برنامهریزیام به طور معمول شهریور و مهر ماه فیلم و سریال قبول نمیكنم و در این فاصله به دلیل نزدیكی به جشنواره پیشنهادات زیادی برای تئاتر به من میشود. همیشه هم كار خوبی به من پیشنهاد شده كه سالی یك كار حرفهایام را بازی كرده باشم اما پركار بودن در سینما باعث شد در فاصله دو سال فرصت حضور در تئاتر را نداشته باشم اما یك دفعه دلم برای نمایش تنگ شد و برای ایجاد موازنه بین تئاتر و سینما كل سال كاری 90 را برای تئاتر گذاشتم كه از میان چند نمایشی كه پیشنهاد شد، كار دكتر عزیزی زودتر به مرحله تمرین رسید. پیش از این در چند كار دكتر عزیزی حضور داشتم و او از اولین استادهای تئاتر من زمانی كه در سال 70 در باغ فردوس بازیگری میخواندم، هستند. به هر شكل تا انتهای امسال را با تئاتر میگذرانم.
پس دارید تلافی این دو سال را درمیآورید!
همیشه تئاتر به من نظم و آرامش میدهد و برخلاف اینكه شاید آدم شلوغ و به هم ریختهای به نظر بیایم در كارم اعتقاد بسیاری به نظم و آرامش ناشی از برنامهریزی دارم. در زندگی نیز همیشه لحظاتی كه برنامهریزی داشتهام خوب پیش میروند و تئاتر این حس را به من میدهد اما سینما این برنامهریزی و نظم را ندارد.
تصور میكنم جلسات تمرین نمایش دكتر عزیزی به شكلی به منزله كلاس درس باشد. به ویژه كه ایشان پیش از این نیز استادتان بودهاند.
نكته بارزی كه در همكاری با دكتر عزیزی به نظرم میآید یك جور رفتار حرفهای است كه به تربیت تئاتری پیش از انقلاب و اعتقاد بسیار به بازیگر و باور او برمیگردد.عزیزی به بازیگرانش احترام میگذارد، آنها را دوست دارد و مثل یك كارگردان تازه كار نسبت به عكس العملها و اتودهای آنها ذوق و شوق نشان میدهد. البته با حضور كسانی چون دكتر دلخواه كه یك چهره دانشگاهی است یا خانم افشارپناه كه از همكاران قدیمی عزیزی است، حالت كلاس درس وجود نداشت. عزیزی انسان جنتلمنی است و در كارش حرفهای است.
زمان تماشای «می خواهم میوسوو را ملاقات كنم» كمتر احساس میكنیم كه دو ساعت و نیم پای كار نشستهایم. تصور میكنید عوامل این موفقیت چیست؟
ما زمان كمی برای تمرین داشتیم اگر زمان بیشتر بود كار به واسطه دراماتورژی كوتاه میشد و در این صورت ضرباهنگ بهتری میگرفت اما فكر میكنم جنس طنزی كه در متن با شكل سوءتفاهم و چیدمان آن بارز است مخاطب را جذب میكند و از طرفی حضور بازیگرانی كه سال هاست با هم كار كردهاند، باعث شده گرمی پشت صحنه تاثیر مثبتی روی صحنه بگذارد.
بازی شما برای یك زن نیمه دیوانه و عاشقپیشه دو احساس غم و شادی را به مخاطب منتقل میكند. مادام دوكتینا شخصیت ویژهای دارد.
مسئله شخصی مادام دوكتینا تنهایی است. او شوهر سن و سال داری كرده كه در كارش غرق است و از طرفی اشتباهی عاشق كسی شده و وجدانش ناراحت است. به همین خاطر در تردید و هراس به سر میبرد كه مایه درام و غم انگیزی دارد اما احساس كردم به دلیل جنس كمدی پر شتاب و باضرباهنگی كه كلیت كار دارد، بد نیست نقش رگههایی از كمدی را داشته باشد و به این شكل تماشاگر برای او دلسوزی كند نه از طریق درام.
اكثر انتخابهای بازیگری شما زنان عاشقپیشهای هستند با موقعیتهای طنز. بیشتر این نوع پیشنهادها به شما میشود یا علاقه شخصی خودتان است كه در این زمینه حضور پررنگتری دارید؟
رومنس یا ارتباط عاشقانه، به سلیقه من مهمترین شكل درام برای حضور یك بازیگر زن را به وجود میآورد. این موضوع حتی در داستانهای من بسیار است و كتابهایی كه نوشتهام نیز حول همین محور هستند اما در تئاتر اینطور نیست و من در نمایش «فیل» بهناز نازی نقش متفاوتی خواهم داشت. كار دكتر عزیزی شاید تنها نقشی باشد كه به آثار عاشقانه من شبیه است. برای مثال در نمایش «خدای كشتار» كه برای آن كاندیدای بهترین بازیگر زن هشتمین جشن بازیگران تئاتر شدم، نقشی است كه دورترین انتخاب برای آن به نظر میرسیدم و محال است در سینما برای شخصیت مشابه آن به سراغ من بیایند یا در نمایش «پروانههای آسیایی» محمد حاتمی كه نقش كولی آشغال جمع كن را داشتم. تئاتر همیشه برای بازیگر فرصتهای متفاوتی ایجاد میكند.
خب شما چطور تلاش میكنید در ایفای این نقشهای یكسان متفاوت عمل كنید؟
بهشخصه برای هر نقش چیدمان بازی، پلات و نقشهای دارم تا بدانم یك نقش خاص چقدر نیازمند استفاده از بیان است، یا فیزیك و رفتار بدنی و حس درونی در آن چه سهمی دارد. در ایفای نقش «مادام دوكتینا» نیز سعی كردم چیدمانی داشته باشم كه در كارهای دیگرم نباشد.
تصور میكنید چرا فرصتهای متفاوتی كه در تئاتر برای بازیگر به وجود میآید،در سینما وجود ندارد؟
هر بازیگری تیپ، ظاهر و مشخصاتی دارد كه در سینمای محدود ایران برای نقشهای بخصوصی سراغ او میروند. كلیشههای رایجی نیز در سینما هست كه جواب دادهاند و تهیه كنندگان و كارگردانان میترسند به بازیگر نقش تازهای واگذار كنند اما بخشی از حضور بازیگری من به انتخاب شخصیام برمیگردد كه اصلا ناراحت نمیشوم از اینكه بگویند من شبیه خودم را بازی میكنم! به این دلیل كه یك مانفیست شخصی درباره بازیگری دارم كه معتقدم اتفاقا هر انسانی نمیتواند خودش را بازی كند یعنی اگر كسی به ویژه یك نابازیگر به خودش آگاه باشد، بسیار سخت است كه ادای خود را دربیاورد. باید آنقدر صادق باشی كه بتوانی درونیات خود را به نقش نزدیك كنی و من به جای اینكه خودم را به نقش نزدیك كنم سیستم برعكسی پیاده میكنم و نقش را به خودم نزدیك میكنم. در حقیقت خصوصیت شخصی این افراد مهری است كه به هر نقشی زدهاند. اكنون رایجشده كه هركس استعداد كمی بالاتر از متوسط بازیگری داشته باشد و پنج، شش نقش مختلف را بازی كند تشویق میشود؛ در حالی كه ممكن است این امر به ایجاد سبك منجر نشود. برای همین احساس میكنم اشتباه نكرده ام.
مثل امضای نویسنده!
مثال قشنگی زدی مثلا من آرزو دارم روزی به درجهای برسم كه ابراهیم گلستان كسب كرده است. نثر آقای گلستان را در هرجا بخوانی تشخیص میدهی نوشته او است و این امضا وجود دارد. در كار بازیگری نیز زمان بسیار مهم است و زمانی كه دورهای از كار یك بازیگر میگذرد افراد بدون حب و بغض نسبت به انتخابهای بازیگری او قضاوت میكنند اما متاسفانه وقتی كسی در بورس است و مرتب كار میكند، نقدی كه بر كار او صورت میگیرد نقد مولف است نه اثر! عدهای تصور میكنند نكند آن بازیگر را كسی تشویق كند یا روزنامهنگاری از او بنویسد و هوا برش دارد!