دستبند بلوتوث ویبره
انتشار در 7 شهریور 1389 و ساعت 14:19 ، تعداد بازدید: 2192

رمضان اشرافی سیما

علی اللهیاری در جدیدترین مطلب "تاربلاگ ایلیا" نوشت: این یک رویه است. یک استثنا نیست. سال‌های سال است که چنین است. شاید هم چاره‌ای نداشته باشند. چه آنکه نوع زندگی خود و اطرافیانشان و یا آرزوهاشان را به تصویر می‌کشند: یک زندگی اشرافی!
اینگونه است که صدا و سیما چه در سریال‌هایش، چه در تبلیغاتش، چه در برنامه‌های آموزش آشپزی‌اش، محملی برای تبلیغ انواع و اقسام کالاهای لوکس و سبک زندگی تجملی است.
این دردی است که همیشه از سوی دلسوزان انقلاب اسلامی و در راس همه سیدناالقائد، تذکر داده شده است و خواسته‌اند تا این روند اصلاح شود. روندی که باعث شده است تا بخش عظیمی از زندگی مردم در آن دیده نشود.
به عنوان نمونه‌ای عینی نگاهی به سریال‌های مناسبتی ماه مبارک رمضان 89 از این منظر بیندازیم. قطعا این سریال‌ها از زوایای بسیار قابل نقد و بررسی است. ولی اینجا تنها این بعدش را مدنظر قرار می‌دهم.
جراحت: یک خانواده کارخانه دار با زندگی‌های اشرافی! سرمایه‌داری + 17 رکعت (1)
ملکوت: یک نمایش ضعیف و آبروبر از دنیای پس از مرگ یک حاج آقا بازاری! سرمایه‌داری + 17 رکعت
در مسیر زاینده رود: در کنار داستان سخیف و باقی ایرادات اساسی‌اش، دلسوزی نسبت به فوتبالیست پولدار و کثیفی است که او و خانواده‌اش به دنبال خریدن جانش در ازای “پول” هستند. و تف بر روندی که در جریان فرهنگی قصاص، غیرت و خیلی از این دست مفاهیم را تخطئه و ضد انسانی نشان می‌دهند! البته این سریال بی‌شرفی اشراف و وجهه فرهنگی آن را هم خیلی خوب نشان می‌دهد!
نون و ریحون: آنقدر بی‌ارزش هست که برای خود کارگردان آن نیز اهمیت ندارد.
کاملا این رویکرد در فیلم‌ها مشخص است. اساسا نوع نگاهشان به دین معنویت منهای عدالت است. صدا و سیما که می خواهد در فیلم ها کار خیر نشان دهد، کمک به یتیم و دادن جهیزیه است. البته اینها بسیار هم خوب و مهم است. اما کارهای خیر مخصوص پولداران است! البته کمک به یتیم برای همه مقدور است. اما آنچه سیما نشان می‌دهد را فقط پولدارها می‌توانند. به جد برایم سوال است. شرکت در راهپیمایی 22 بهمن، کمک کردن به دوستت برای درسش، رای دادن در جمهوری اسلامی، امر به معروف و نهی از منکر کردن، جهاد کردن، یادداشت نوشتن برای دفاع از حق، مبارزه با رانتخواری، نگاه کردن محبت آمیز به والدین، سلام کردن، خوش خلقی، کظم غیظ، جهاد کردن، معرفی کتاب کردن، فریاد زدن عدالت، غیرت داشت بر سر ناموس، جنس خوب فروختن به مردم، اعتراض به مدیر بالادستی خلافکار، تجمع جلوی محل کار فلان مسئول اهمال کار، بوسیدن فرزند، شجاعت، دفاع از آرمان و … این‌ها جایش کجاست؟ حتی در حوزه‌ی کارهای خوب فردی نیز جامعیت را نگاه نمی‌دارد.
سال‌های قبل هم البته وضع متفاوتی نبود. در بهترین حالت زندگی آدم‌های نداری را نشان می‌دهد که یا با یک عالمه پول روبرو می‌شوند یا با یک آدم پولدار. در نهایت باز هم پول و پولداری است که سوژه است. و این عمق جهالت و یا انحراف را نشان می‌دهد.
زاویه‌ی انتقاد این نیست که در فیلم‌ها نباید هیچ پول و پولداری وجود داشته باشد. مسئله این است که پول محور ماجراهاست. و صد البته اشرافیت و تجمل. و صد البته به عنوان یک چیز معمولی نمایش داده می‌شود! نه ضد ارزش. این یعنی پمپاژ اشرافیت و تجمل به جامعه. این یعنی همه‌ موعظه‌های اخلاقی را کشک کردن!
پی‌نوشت:
1- وحید جلیلی یک مقاله‌ای داشت با عنوان «هنر و سرمایه‌داری + 17 رکعت». داشتم این مطلب را می‌نوشتم که خواستم به آن ارجاعی بدهم. ولی در کل اینترنت هیچ اثری از این مقاله نبود! حتی سایت مجله سوره از شماره ? چند مقاله را قرار داده است، ولی این مقاله را نه! عجبا! بعد از نماز صبح نشستم کل آنرا تایپ کردم و در تریبون مستضعفین به عنوان سرمقاله گذاشتم!

پایه موبایل SpiderPodium کیت 2 سیم کارته کردن گوشی تی شرت جادویی LED

نیازمندی ها