داستان كوتا / قورباغه ها

منوچهر احترامی داستان نويس كودكان و نوجوانان بود كه در اسفند 87 ديده از جهان فروبست.
| انتشار در 27-8-1390 14:47

هرگز فکر نکنید دیگران احمقند

عتیقه‌فروشی در روستایی به منزل رعیتی ساده وارد شد.
| انتشار در 13-5-1390 11:4

چهار حکایت خواندنی از بهلول

اگر ذهن خالی، مثل شکم خالی سر و صدا می کرد، انسان ها همیشه به دنبال دانش بودند.
| انتشار در 13-5-1390 10:54

داستانی بسیار زیبا و خواندنی!

با قلبی ملایم وحساس وارد میشوید وبا یک قلب سخت وبی احساس خارج میشوید...
| انتشار در 24-4-1390 12:8

داستان کوتاه: پیرمردی خیلی خونـسرد

داخل باغ پریده بود تا برای پیرمرد که دور تا دور صورت گرد و سرخش با هاله‌ای موهای سفید کم‌پشت پوشیده شده بود، توضیح دهد که او خدای قادر مطلق سیاره‌ای است که شاید....
| انتشار در 30-3-1390 11:7

افسانه زیبای خارپشت ها !

آنها آموختند که با زخم های کوچکی که همزیستی با کسی بسیار نزدیک بوجود می آورد زندگی کنند...
| انتشار در 15-3-1390 22:4

گفتگو با شیطان

گفت: «مرا لعنت می كنی در حالی كه هیچ بدی در حق تو نكرده ام» با تعجب پرسیدم: «پس چرا زمین می خورم؟!» ...
| انتشار در 11-1-1390 3:2

قلب جغد پیر شکست

او هميشه آوازهايي درباره دنيا و ناپايداري اش مي خواند و فكر مي كرد شايد پرده هاي ضخيم دل آدمها، با اين آواز كمي بلرزد.
| انتشار در 23-12-1389 6:45

آبدارچی شرکت مایکروسافت

مرد بیکاری برای آبدارچی گری در شرکت مایکروسافت تقاضای کار داد. رئیس هیات مدیره با او مصاحبه کرد و نمونه کارش را پسندید.سرانجام به او گفت شما پذیرفته شده اید.
| انتشار در 20-12-1389 11:16

داستان زیبای “خلقت زن(مادر)”

داستان بسیار زیبای خلقت زن (مادر) ....
| انتشار در 26-10-1389 16:14

نمایش نتایج 1-10 (از 42)
اول «12345» آخر